عطر اخلاص

  • خانه 
  • ورود 
  • ابزار رایگان وبلاگ

روش های تربیتی قرآن

18 آبان 1391 توسط عطر اخلاص

قرآن کريم يک برنامه ي کامل و جامع برای رشد،هدايت ،تکامل،سعادت انسانهاست که از جانب خداوند متعال  بوسيله ی پيامبرخاتم(ص)فرستاده شده تا انسانها چگونه زيستن را بياموزند.با سير در آيات قرآن به خوبی مشخص می شود که مربی انسانها در کتابی  که برای تربيت انسانها فرستاده،از روش های گوناگون استفاده کرده و بهترين روش ها را به کار بسته است  که از ميان روش های تربيتی گوناگونی که به کار رفته  تعدادی را بررسی می کنيم.

1.تمثيل

إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْىِ أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا بقره (26)

خدا ابايى ندارد كه به پشه و كمتر از آن مثل بزند.

 كلمه (بعوضة) بمعناى پشه است، كه يكى از حشرات معروف و از كوچكترين حيواناتى است كه بچشم ديده ميشود{1}

چون خداى متعال پيش از اين در آيات 19 و 20 با ذكر دو مثال به بيان حال منافقان پرداخت، آنها گفتند: خداوند برتر و بالاتر از اين است كه چنين مثالهايى بزند. در اين هنگام آيه فوق نازل شد تا توضيح دهد، چيزهاى كوچكى كه ما به آنها مثال مى‏زنيم و شما آن را نمى‏پسنديد جاى مناقشه نيست. زيرا مقصود از مثال، روشن شدن معناى سخن و رفع ابهام در تفهيم مطلب مورد نظر است. پس اگر «مشبّه» بزرگ و با عظمت باشد، «مشبّه به» و آنچه كه به او تشبيه شده نيز بزرگ و عظيم است، و همين طور اگر «مشبّه» حقير و كوچك باشد، «مشبّه به» نيز حقير و ناچيز است .{2}     

 در مثال زدن، تذكّر، تفهيم، تعليم، بيان و پرده‏بردارى از حقايق نهفته است و در كتاب‏هاى آسمانىِ پيشين نيز همانند تورات و انجيل و درسخنان رسول اكرم و ائمه اهل بيت عليهم السلام فراوان ديده مى‏شود.{3}                      

 مثال بايد موافق مقصود باشد، و به تعبير ديگر، مثال وسيله‏اى است براى تجسم حقيقت، گاهى كه گوينده در مقام تحقير و بيان ضعف مدعيان است بلاغت سخن ايجاب مى‏كند كه براى نشان دادن ضعف آنها، موجود ضعيفى را براى مثال انتخاب كند.

مثلا در آيه 73 سوره حج مى‏خوانيم: إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ:” آنها كه مورد پرستش شما هستند هرگز نمى‏توانند” مگسى” بيافرينند اگر چه دست به دست هم بدهند، حتى اگر مگس چيزى از آنها بربايد آنها قدرت پس گرفتن آن را ندارند، هم طلب كننده ضعيف است و هم طلب شونده".

ملاحظه مى‏كنيد در اينجا هيچ مثالى بهتر از مگس يا مانند آن نيست تا ضعف و ناتوانى آنها را مجسم كند.

و نيز در سوره عنكبوت آيه 41 وقتى كه مى‏خواهد ناتوانى بت پرستان را در تكيه گاه‏هايى كه براى خود انتخاب كرده‏اند مجسم سازد آنها را تشبيه به عنكبوتى مى‏كند كه آن لانه سست را براى خود انتخاب كرده است، كه سستترين خانه‏ها در جهان خانه عنكبوت است (مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ‏ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ‏).

مسلما اگر در اين گونه موارد بجاى اين مثالهاى كوچك، مثلهاى بزرگى از آفرينش كواكب و آسمانهاى پهناور قرار داده شود، بسيار نامناسب خواهد بود، و هرگز با اصول فصاحت و بلاغت سازگار نيست.

اينجا است كه خداوند مى‏فرمايد: ما ابا نداريم از اينكه مثال به پشه بزنيم و يا بالاتر از آن، تا حقايق عقلانى را در لباس مثالهاى حسى بريزيم و در اختيار بندگان قرار دهيم.

خلاصه اينكه هدف رساندن مطلب است، مثالها نيز بايد قبايى باشد درست متناسب قامت مطالب.{4}

نقش مثال در توضيح و تفسير مباحث، نقش انكارناپذيرى است، و به همين دليل در هيچ علمى بى‏نياز از ذكر مثال براى اثبات حقايق و روشن ساختن و نزديك نمودن آنها به ذهن نداريم، گاه مى‏شود يك مثال بجا كه درست هماهنگ و منطبق با مقصود است، مطلب را از آسمان به زمين مى‏آورد، و براى همه قابل فهم مى‏سازد.

 روى هم رفته مى‏توان گفت: مثال در مباحث مختلف علمى و تربيتى و اجتماعى و اخلاقى و غير آن، نقشهاى مؤثر زير را دارد:

1- مثال، مسائل را حسى مى‏كند:

از آنجا كه انس انسان بيشتر با محسوسات است و حقايق پيچيده عقلى از دسترس افكار نسبتا دورتر است، مثالهاى حسى آنها را از فاصله دور دست نزديك مى‏آورد و در آستانه حس قرار مى‏دهد، و درك آن را دلچسب و شيرين و اطمينان بخش مى‏سازد.

2- مثال، راه را نزديك مى‏كند:

گاه مى‏شود كه براى اثبات يك مساله عميق منطقى و عقلانى بايد انسان به استدلالات مختلفى متوسل گردد كه باز هم ابهام اطراف آن را گرفته است، ولى ذكر يك مثال روشن و كاملا هماهنگ با مقصود چنان راه را نزديك مى‏سازد كه، تاثير استدلالها را افزايش مى‏دهد و از ضرورت استدلالات متعدد مى‏كاهد.

3- مثال، مسائل را همگانى ميسازد;

بسيارى از مباحث علمى است كه در شكل اصليش تنها براى خواص قابل فهم است، و توده مردم استفاده چندانى از آن نمى‏برند، ولى هنگامى كه با مثال آميخته، و به اين وسيله قابل فهم گردد، مردم در هر حد و پايه‏اى از علم و دانش باشند، از آن بهره مى‏گيرند، بنا بر اين مثالها به عنوان يك وسيله تعميم علم و فرهنگ، كار برد غير قابل انكارى دارند.

4- مثال، درجه اطمينان به مسائل را بالا مى‏برد:

كليات عقلى هر قدر مستدل و منطقى باشند ما دام كه در ذهن هستند اطمينان كافى نمى‏آفرينند، چرا كه انسان همواره اطمينان را در عينيت جستجو مى‏كند، مثال به مسائل ذهنى عينيت مى‏بخشد، و كار برد آنها را در عالم خارج روشن مى‏سازد، و به همين دليل در ميزان باور و پذيرش و اطمينان نسبت به يك مساله اثر مى‏گذارد.

5- مثال، لجوجان را خاموش مى‏سازد:

بسيار مى‏شود كه ذكر كليات مسائل به صورت مستدل و منطقى براى خاموش كردن يك فرد لجوج كافى نيست و او هم چنان دست و پا مى‏زند، اما هنگامى كه مساله در قالب مثال ريخته شود راه را چنان بر او مى‏بندد كه ديگر مجال بهانه‏گيرى براى او باقى نمى‏ماند.

بد نيست براى همين موضوع” مثالهايى” مطرح كنيم! تا معلوم شود نقش مثال تا چه اندازه مؤثر است.

در قرآن مجيد مى‏خوانيم كه خداوند در برابر كسانى كه در مورد آفرينش حضرت مسيح ع تنها از مادر ايراد مى‏كردند، كه مگر ممكن است انسانى بدون پدر متولد شود، مى‏فرمايد: إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ:” مثل عيسى در نزد خدا همانند آدم است كه او را از خاك آفريد” (آل عمران- 59).

درست دقت كنيد ما هر قدر بخواهيم در برابر افراد لجوج بگوئيم كه اين كار در برابر قدرت بى‏پايان خدا كار ساده‏اى است باز ممكن است بهانه‏گيرى كنند، اما هنگامى كه به آنها بگوئيم آيا قبول داريد كه آدم و انسان نخستين از از خاك آفريده شده است؟ خداوندى كه چنين قدرتى دارد چگونه نمى‏تواند انسان را از بشرى بدون پدر متولد سازد.

و در مورد منافقانى كه چند صباحى در سايه نفاق خود زندگى ظاهرا آرامى دارند قرآن مجيد مثال زيبايى دارد و آنها را به مسافرى تشبيه مى‏كند كه در يك بيابان تاريك در شب ظلمانى گرفتار رعد و برق و طوفان و باران شده است، آن چنان سرگردان است كه راه به جايى ندارد، تنها هنگامى كه برق آسمان ظاهر مى‏شود، فضاى بيابان چند لحظه روشن مى‏گردد و او تصميم مى‏گيرد به سويى حركت كند بلكه راه را بيابد، اما به سرعت برق خاموش مى‏شود و او هم چنان سرگردان باقى ميماند! آيا براى ترسيم حال يك منافق سرگردان كه با استفاده از روح نفاق و عمل منافقانه خود مى‏خواهد به زندگيش ادامه دهد تعبيرى از اين جالبتر مى‏شود؟ (سوره بقره- 20).

و يا اينكه هنگامى كه به افراد مى‏گوئيم در راه خدا انفاق كنيد، خداوند انفاق شما را چندين برابر پاداش مى‏دهد، ممكن است افراد عادى نتوانند كاملا مفهوم اين سخن را درك كنند، اما هنگامى كه گفته شود انفاق همانند بذرى است كه در زمين افشانده مى‏شود كه از آن هفت خوشه مى‏رويد و در هر خوشه‏اى ممكن است، يكصد دانه بوده باشد، مساله كاملا قابل درك مى‏گردد مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ (بقره- 261).

غالبا مى‏گوئيم اعمال ريايى بيهوده است و نتيجه‏اى از آن عائد انسان نمى‏شود، ممكن است اين سخن براى عده‏اى سنگين بيايد كه چگونه يك عمل سودمند مانند بناى يك بيمارستان و مدرسه اگر چه به قصد تظاهر و رياكارى باشد در پيشگاه خدا بى‏ارزش است ولى قرآن با ذكر يك مثال كاملا آن را دلچسب و مفهوم مى‏سازد و مى‏گويد فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً

” عمل اينگونه اشخاص همانند قطعه سنگى است كه مقدارى خاك روى آن ريخته باشند و در آن بذرى بيفشانند، هنگامى كه باران مى‏بارد به جاى اينكه اين بذر بارور شود آن را همراه خاكهاى سطحى روى سنگ مى‏شويد و به كنارى مى‏ريزد، اين چنين است حال اعمال ريايى و بى‏ريشه! (بقره- 264).

راه دور نرويم در همين مثال مورد بحث در باره مبارزه حق و باطل چقدر اين مساله خوب مجسم شده و به طور دقيق ترسيم يافته، مقدمات، نتيجه‏ها، صفات ويژگيها و آثار هر يك از حق و باطل در همين مثال منعكس است، آن چنان كه براى همگان قابل فهم و اطمينان بخش و براى لجوجان ساكت كننده، و از همه گذشته زحمت بحثهاى طولانى و مفصل را از دوش برمى‏دارد.

 در يكى از روايات مى‏خوانيم كه يكى از ماديها (زنادقه) خدمت امام صادق ع رسيد و عرض كرد خداوند مى‏فرمايد” هر زمان كه پوست تن دوزخيان از شدت آتش بسوزد ما پوست ديگرى بر آنها مى‏پوشانيم تا طعم عذاب را به خوبى بچشند” گناه آن پوست ديگر چيست كه آنهم مجازات شود؟! امام فرمود: آن پوست هم عين پوست اول است و هم غير آن، سؤال كننده قانع نشد و از اين پاسخ نتوانست چيزى بفهمد، ولى امام ع با ذكر يك مثال گويا آن چنان مساله را روشن ساخت كه جايى براى گفتگو باقى نماند، فرمود:

ملاحظه كن يك خشت پوسيده و فرسوده را خرد مى‏كنى و سپس همان خاك را گل كرده و در قالب مى‏ريزى و يك خشت نو از آن مى‏سازى، اين همان خشت اول است و از يك نظر غير آن..

اما در اينجا ذكر يك نكته كاملا ضرورى است و آن اينكه مثال با اين همه نقشهاى ارزنده و مؤثرش در صورتى مى‏تواند نقش اساسى خود را ايفا كند كه كاملا موافق و هماهنگ با مطلبى باشد كه مثال براى آن انتخاب شده است، و الا گمراه كننده و مخرب خواهد بود، يعنى به همان نسبت كه يك مثال درست و هماهنگ مفيد و مؤثر است، يك مثال انحرافى مخرب و ويرانگر و گمراه كننده مى‏باشد.

و به همين دليل منافقان و بد انديشان هميشه براى گمراه ساختن مردم و اغفال ساده‏دلان از مثالهاى انحرافى استفاده مى‏كنند، و براى دروغ خود از فروغ مثال كمك مى‏گيرند، و بايد به دقت مراقب اينگونه مثلهاى انحرافى و سوء استفاده از مثال باشيم.{5}   

 منابع :

{1}  ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 141

{2}ترجمه جوامع الجامع، ج‏1، ص:53

{3}تفسير نور، ج‏1، ص: 79

{4}تفسير نمونه، ج‏1، ص: 147

{5}تفسير نمونه، ج‏10، ص173تا176

 

منتظر ادامه ی مطلب باشید….

 3 نظر
  • 1
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 13
  • ...
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
به نام خدا
به وبلاگ عطر اخلاص خوش آمدید

اوقات شرعی

اسلایدر

دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
ویکیواخبارکد صلوات شمار برای وبلاگ

موضوعات

  • همه
  • با کلام وحی
    • روش های تربیتی قرآن
  • مناسبت ها
  • احکام
  • اعتقادی
  • اخلاقی
  • روز مباهله
  • شبهات
  • پزشکی
  • احادیث
  • دل‌نوشته
  • فيلم
  • بیانات‌رهبری
  • تربیت‌اسلامی
  • بیانات امام(ره)
  • مسجد
  • در رابطه با فرزند
  • در رابطه با فرزند

خبرنامه

عطر اخلاص

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آرشیوها

  • مرداد 1397 (1)
  • تیر 1397 (2)
  • دی 1395 (3)
  • تیر 1394 (23)
  • خرداد 1394 (6)
  • بهمن 1392 (1)
  • دی 1392 (19)
  • آذر 1392 (6)
  • دی 1391 (3)
  • آذر 1391 (1)
  • آبان 1391 (4)
  • بیشتر...

محکوم کردن توهین به پیامبر

وبلاگ های من

  • عطر اخلاص

رتبه

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس