عطر اخلاص

  • خانه 
  • ورود 
  • ابزار رایگان وبلاگ

#بهترین و پرسودترین سرمایه و بادوام ترین کالای زندگی بشریت

21 تیر 1397 توسط عطر اخلاص

ین و پرسود ترین سرمايه وب


 هرشخصی  برای زندگی خویش درپی پیشرفت و سرمایه گذاری  است

باید توجه کرد آینده نگری و تمایل به سعود و جبران نقصها وکاستی ها، خواه مادی  واجتماعی وخواه معنویی از نعمتهای پروردگار منان است که  به بشر ارزانی شده است.

فلسفه و دلیل بسیاری از محرمات نیز به جهت این است که مانع کارایی واثر گذاریی این موهبت الهی می گردد واز پیشرفت انسان جلوگیری می نماید.

لذا  حضرت حق درقران می فرماید
مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا

ﻫﺮ ﻛﺲ ﻭﺳﺎﻃﺖ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻨﺪ ، [ﺗﺎ ﻛﺎﺭ ﺧﻴﺮﻱ ﭼﻮﻥ ﺟﻬﺎﺩ ، ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺩم ﻭ ﺣﻞّ ﻣﺸﻜﻠﺎﺕ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﮔﻴﺮﺩ ] ﺑﻬﺮﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ،سوره مبارکه نساء۸۵

نیکی به دیگران آنقدر پر فایده وسودمنداست که حتی فردی که  دیگران را به آن هدایت وتشویق می نماید از مواهب و بهره آن بی نصیب نخواهد بود

دربیان تاثیر فراوان احسان  به مردم همین کافی است که طلب خیر برای غیر باعث می شود دوبرابرآن خیر خواسته شده نصیب  خودشخص طالب خیر شود

امام صادق علیه السلام درتفسیر صافی  می فرماید

من دعا لا اخیه المسلم …..کسی برای مسلمانی دعا کند مستجاب شده وفرشته الهی خطاب میکند دو برابر آن نصیب تو نیز می گردد.

فراموش نکنیم :آنچه ماندگاراست  .موجب ترقی اجتماعی ومعنوی وحتی مادی ما می شود نیکی به هم نوع است

نیکی و انجام کارهای شایسته  نه تنها در زندگی دنیوی  همراه ما است  بلکه  پس از مرگ نیز ازما جدانمی شود وبسیار سودمنداست برخلاف پول و مادیات  که گاهی درزمان حیات انسان نیز وفانمی کند چه بسا انساهایی که یک عمر با این اعتقادکه  ثروتمند هستند عمرسپری می کنند   درحالیکه فقط مالی  انباشته اند ولکن واقعا متعلق به آنها نیست مگر اینکه بیدار شوند وانباشته خود را وسیله خیر قراردهند

انچه دنیای ما را زیبا تر نموده خیرات و ایثار  وجهادزنان ومردانی است که اطراف ما هستند ویادرگذشته زیسته اند

از قافله ثروتمندان واقعی عقب نمانیم 

—————————–

 کلید واژه:#بهتر ین-# پرسود ترین -#سرمايه -#با دوام ترین-# کالای -#زندگی -#بشریت

 نظر دهید »

از کوزه همان برون تراود که در اوست

15 دی 1395 توسط عطر اخلاص

آیا اینکه ما محبت اهل بیت را دل داشته باشیم برای ما کافیست؟

بسیاری اوقات پیش می آید که محب واقعی اهل بیت با مدعی محبت اهل بیت در اذهان مردم علی الخصوص جوانان اشتباه می شود. محبت چه به خدا باشد یا پیامبر یا امامان یا هر شخص دیگر، در صورت ناب و عميق بودنش، دوست و دوستدار را همرنگ و همراه مى‌سازد و انسان را از مخالفت و ناراضى ساختن محبوب و كار برخلاف خواسته و ميل و رضاى او بازمى‌دارد و اینجاست که می توان گفت از کوزه همان برون تراود که در اوست چون محبت ناب با اعضا و جوارح ظهور و بروز پیدا می کند.

اگر در عين ادّعاى عشق و دوستى، كارى كنيم كه دوست را برنجاند، عاشق و دوستدار نيستيم، بلكه يك مدّعى هستيم كه دليلى بر اثبات ادّعا نداريم.  

امام صادق عليه‌السلام درباره ادعاى محبت خدا فرموده است:  تَعْصِي الإلهَ وَاَنْتَ تُظهِرُ حُبَّهُ هذا مَحالٌ فى الفِعالِ بَديعٌ  لَوْ كانَ حُبُّكَ صادِقا لَأَطَعْتَه اِنَّ المُحِبَّ لِمَنْ يُحِبُّ مُطيعٌ(1) خدا را نافرمانى مى‌كنى در حالى كه اظهار محبت او را مى‌كنى، اين محال است و در ميان كارها پديده تازه‌اى است. اگر عشق تو راست باشد او را اطاعت مى‌كنى، چرا كه عاشق، نسبت به محبوب خود، فرمانبردار است.

(1).بحارالانوار،ج70،صفحه15

 2 نظر

ریشه ی انکار قیامت توسط انسان ها

04 دی 1392 توسط عطر اخلاص

nt> Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA fLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

وچکی از جهان قرار گرفته ای و همه علم و اطلاعات و معلوماتت از جهان نسبت به آنچه که در جهان هست یک قطره هم در مقابل اقیانوس نیست و اصلا قابل مقایسه نیست؛ خدای جهان که خالق جهان است خبر داده که رستاخیزی هست، دیگر جای این مطلب نیست که یک کسی بیاید بگوید که آیا این کار شدنی است یا نشدنی؟
آخر تو شدنی و نشدنی را با مقیاس قدرت و توانایی و علم خودت می گویی. تو حساب کن که این امر با مقیاس (قدرت و علم خدا شدنی است یا نه ) اگر – فرض کنید - پیامبر اکرم به عنوان یک بشر می گفت که من در ده سال دیگر می خواهم مرده زنده کنم و تو می گفتی که من نمی پذیرم (یک بشر را در مقابل خودت می دیدی) مانعی نداشت. یک بشر از آن جهت که بشر است می تواند توانایی بشر را مقیاس قرار بدهد. ولی وقتی پیغمبر می آید از خدا و از قدرت لایزال الهی خبر می دهد، دیگر برای انسان جای این جور حرفها نیست. پس مسئله چیز دیگر است و آن این است: انسان گاهی یک نظریه را قبول می کند و یا رد می کند نه به دلیل منطقی بودن یا منطقی نبودن آن؛ اگر نظریه ای را قبول نمی کند نه به دلیل منطقی بودنش است و اگر مخالفت می کند نه به دلیل منطقی نبودنش است. صورتا شکل منطقی به قضیه می دهد، اما اگر باطنش را خوب بشکافید می بینید که به نوعی می خواهد خودش و عمل خودش را توجیه کند، لذا این را به صورت این اصل و این عقیده ذکر می کند. و این چه مسئله مهمی است! می بینید یک کسی می گوید به عقیده من جامعه باید چنین باشد. شروع می کند به استدلال کردن. به عقیده من باید چنین باشد.
حالا صورت قضیه این است که دارد استدلال می کند و دلیل منطقی می آورد ولی اگر باطنش را بشکافی، آنجا که می گوید باید چنین باشد، می بینی خودش یک جوری هست که برای اینکه خودش را توجیه کرده باشد این سخن را می گوید؛ یعنی او به یک شکل ساخته شده، به یک شکل هست، به یک شکل عمل می کند، بعد می خواهد وضع خودش را توجیه کند، می آید می گوید که باید چنین باشد.
یک وقت در کتابهای کسروی (علیه ما علیه) خواندم، مطلب خوبی نوشته بود. او یک مجله به نام «پیمان» و یک روزنامه به نام «پرچم» منتشر می کرد که من کم خوانده بودم یعنی آن زمانها به دستم نرسید، بعدها که به دستم رسید بعضی از آنها را خواندم. یک جا شکایت و گله کرده بود از افرادی که توقعاتی از ما دارند، مقالاتی می آورند و وقتی که ما درج نمی کنیم ناراحت می شوند. ما یک روش مخصوص به خودمان داریم و اگر یک مقاله متناسب با هدفمان باشد چاپ می کنیم، اگر نباشد نه. بعد نوشته بود آخر حرفهای مردم هم که چندان روی اصول نیست. آنگاه این قصه را نوشته بود که یک وقت یک آقایی آمد، دیدیم یک مقاله بلندبالایی نوشته راجع به زن و حقوق زن که اصلا در طول تاریخ درباره این جنس ظلم شده است. مگر چه تفاوتی میان زن و مرد است؟ حجاب یعنی چه؟ و … در «قانون زوجیت» اینها اساسا باید اصلاح بشود. زن چنین است، زن چنان است. در فضائل زن یک مقاله بسیار مفصل و بلندبالایی نوشته بود و این را آورده بود که ما چاپ کنیم. ما نگاه کردیم و دیدیم به هر حال این به درد مجله نمی خورد، چاپ نکردیم.
دو سه ماه گذشت، باز دیدیم همان آدم آمد و مقاله ای آورد. نگاه کردیم دیدیم تمامش در بدی زن است که این موجود چنین است، هرچه خیانت در عالم است ناشی از اوست، هرچه جنایت در عالم هست دست زن در کار است و … با خود گفتیم این که سه ماه پیش چنان مقاله ای نوشته بود حالا چرا چنین مقاله ای نوشته؟ درباره اش تحقیق کردیم، دیدیم در آن وقت هنوز زن نگرفته بود، عاشق یک زن شده بود، چون خودش عاشق یک زن شده بود این برایش یک فلسفه شده بود که زن چنین و چنان است. رفته بود زنی گرفته بود، بعد اختلاف پیدا کرده بود، آن زن هم این را خوب اذیت کرده بود، حالا که خوب اذیت شده بود یک فلسفه دوم برای خودش پیدا کرده بود. حال این گونه است که خیلی ها فلسفه ها را از وضع خودشان می سازند نه اینکه فلسفه ای را اول قبول کرده اند بعد وضع خودشان را با آن فلسفه تطبیق می دهند؛ فلسفه ها را برای توجیه وضع خودشان می سازند.
قرآن می گوید بگذار ما ته دل اینها را بگوییم، چرا سرش را فیلسوفانه تکان می دهد و می گوید مگر قیامت شدنی است؟ مگر این استخوانها را می شود جمع کرد؟ قصه چیز دیگر است: «بل یرید الانسان لیفجر امامه؛ بلکه انسان می خواهد در آینده ی خود بزهکاری کند» (قیامت/5). دلش می خواهد آزاد باشد، دلش می خواهد قیامت دروغ باشد تا هرچه دلش می خواهد آزاد باشد، دلش می خواهد قیامت دروغ باشد تا هر چه دلش می خواهد شلنگ بیندازد، حالا به صورت یک فلسفه ذکر می کند که مگر می شود؟ ته دلت را بگو. بگو اگر قیامت باشد که من نمی توانم هر کاری دلم می خواهد بکنم، حقی هست، حسابی هست، رسیدگی هست. دلم نمی خواهد حقی و حسابی و رسیدگی ای باشد و به تمام جزئیات اعمال انسان برسند. برای اینکه دلش می خواهد حساب و کتابی در عالم نباشد شکل فیلسوفانه به قضیه می دهد: من می گویم منطقا نمی شود چنین چیزی باشد. (بل یرید الانسان لیفجر امامه) بلکه مطلب این است که انسان می خواهد (می گویند اینجا تقدیری هست) قیامتی نباشد؛ دلش می خواهد قیامت نباشد نه عقلش حکم می کند که قیامت نیست، چرا؟

برای اینکه در آینده اش (امام یعنی پیش رو، جلو)، در این عمری که باقی مانده یک شکمی از عزا دربیاورد، فجور کند در آینده ای که در جلو دارد؛ چون همین قدر که فکر قیامت مطرح شد معنایش این است که دو راه در پیش روی من هست: راه حق، درستی، راستی، سایر صفات حسنه و صفات جمیله؛ و راه خیانت و جنایت. از این راه اگر بروم خیر و پاداش است، از آن راه اگر بروم مجازات است. خلاصه حساب و کتاب هست. آدمی که دلش نمی خواهد حساب و کتاب باشد این حرف را می زند[1].



[1]آشنایی با قرآن_مرتضی مطهری _ج10-ص188-191

 2 نظر
به نام خدا
به وبلاگ عطر اخلاص خوش آمدید

اوقات شرعی

اسلایدر

دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
ویکیواخبارکد صلوات شمار برای وبلاگ

موضوعات

  • همه
  • با کلام وحی
    • روش های تربیتی قرآن
  • مناسبت ها
  • احکام
  • اعتقادی
  • اخلاقی
  • روز مباهله
  • شبهات
  • پزشکی
  • احادیث
  • دل‌نوشته
  • فيلم
  • بیانات‌رهبری
  • تربیت‌اسلامی
  • بیانات امام(ره)
  • مسجد
  • در رابطه با فرزند
  • در رابطه با فرزند

خبرنامه

عطر اخلاص

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آرشیوها

  • مرداد 1397 (1)
  • تیر 1397 (2)
  • دی 1395 (3)
  • تیر 1394 (23)
  • خرداد 1394 (6)
  • بهمن 1392 (1)
  • دی 1392 (19)
  • آذر 1392 (6)
  • دی 1391 (3)
  • آذر 1391 (1)
  • آبان 1391 (4)
  • بیشتر...

محکوم کردن توهین به پیامبر

وبلاگ های من

  • عطر اخلاص

رتبه

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس